نگاهی خلاصه به مقاله 21 جولای هفته نامه اکونومیست
"حکومت ایران بر پایه اصول دینی برپا شده است". این سخن نخست وزیر آینده اسرائیل "بنیامین نتانیاهو"است.
زمانی که جهان غرب سرگرم عراق و افغانستان و مسائل مشابه بود ایران گامهای زیادی در راه ساخت بمب اتمی برداشت و اکنون در حال تزریق کیک زرد به هزاران دستگاه گریز از مرکز در تاسیسات اتمی زیر زمینی خود است و اگر 3000 دستگاه سانتریفیوژ به طور مداوم و برای یک سال کار کنند می توانند مواد لازم برای تولید اولین بمب اتمی ایران را فراهم آورند.

سه زن چادر به سر – عکس روی جلد شماره این هفته مجله اکونومیست (21 جولای 2007)
در بالای این عکس نوشته شده است "معمای ایران" , مقاله ای 15 صفحه ای
بنا به گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران تا پایان این ماه قادر خواهد بود تا 3000 دستگاه گریز از مرکز را در تاسیسات نطنز راه اندازی کند و این در حالی است که ایرانی ها گفته اند در صدد نصب 54000 دستگاه گریز از مرکز در این تاسیسات هستند.
پایان ناخوشایند خود را انتخاب کنید!
چرا کار ایران در نطنز غیر قانونی است؟
ایران قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی را امضا کرده است و می گوید برنامه های اتمیش صلح آمیز است. ولی این کشور برای دو دهه به بازرسان اتمی دروغ گفته است و حتی دوستان این کشور نیز به گفته های ایران اعتماد ندارند.
یکسال پیش در چنین ماهی بود که چین و روسیه به همراه سایر اعضای شورای امنیت به ایران اعلام کردند برنامه های اتمیش را متوقف کند. و در دسامبر 2006 و مارس 2007 این درخواست را به همراه تحریمهایی بر علیه ایران تکرار کردند ولی ایران از روی مخالفت به چرخش سانتریفیوژها ادامه داد.
قدم بعدی چیست ؟
این داستان با سه پایان که هر سه ناخوشایند خواهند بود رو به رو خواهد شد : 1- ایران به سلاح اتمی دست یابد و منطقه را دچار بی ثباتی بیشتر کند 2 – آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند و برنامه های اتمی ایران را متوقف کنند که این راه عواقب خطرناکی خواهد داشت و 3 – به ایران حمله شود و ایران نیز پاسخ این حمله را بدهد و در نهایت به بمب اتمی دست یابد . . .
از آنجایی که دسترسی به متن کامل مطالب این هفته نامه فقط مشروط به آبونه شدن این مجله است و امکان دارد ترجمه کامل این مقاله خلاف حق کپی ناشر باشد از ترجمه کامل این مقاله 15 صفحه ای خودداری می شود و شما را به خواندن متن کامل آن دعوت می کنم-با مراجعه به آدرس زیر :
http://www.economist.com/opinion/displayStory.cfm?Story_ID=9514293



