تبليغاتX
آدرس جدید cyrusonline1.blogfa.com - از روسیه‘با عشق!!
از روسیه، با عشق

سامان صفرزايي

 

تلخ تر از پیش نویس قطعنامه ای که "امیر جونز پری"، پنجشنبه پانزدهم مارس در صبحگاه نیویورک میان ده عضو غیر دائم شورای امنیت توزیع کرد، دلهره ای است که دولتمردان تهران از تخطی سن پترزبرگ در اصول رفاقت با ایران احساس می کنند. در شرایطی که ایران مهمترین دغدغه ی خود را به برنامه ی هسته ای خود اختصاص داده است و در این راه به حمایت های روسیه برای جلوگیری از فشارهای اروپا و آمریکا علیه تهران بسیار امیدوار بود چه جملاتی می توانست دلسرد کننده تر از جملات مقام آگاه کرملین که خواستار فاش نشدن نامش بوده است برای مردان سیاست ایران باشد:

"نمی توان بر اساس روابط خوب بازی را به تساوی رساند. اگر ایران به سئوالات آژانس بین المللی انرژی اتمی پاسخ ندهد باید خود جوابگوی عمل خویش باشد. برای ما ایران با بمب هسته ای و توان تولید آن غیر قابل قبول است. ما با ایران در بازی های ضد آمریکایی شرکت نخواهیم کرد."

این سخنان تند که از سوی اکثر رسانه های معتبر روسیه تایید شد در حقیقت گزنده ترین هشداری بود که کرملین از آغار پدیدار شدن بحران هسته ای ایران در سال ۲۰۰۲ به سعد آباد داده است.

این جملات را بگذاریم در کنار خودداری روسیه از ادامه ی همکاری با تهران برای راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر تا دریابیم مهمترین متحد استراتژیک ایران در بین قدرت های 1+5 چقدر از ایران فاصله گرفته است. روسیه که خود در هنگام مذاکرات برای تهیه ی پیش نویس قطعنامه ۱۷۳۱ بسیار کوشید تا بند مربوط به توقف همکاری تهران و روسیه در بوشهر را حذف نماید اینک داوطلبانه قطع همکاری های هسته ای خود با ایران را تا اطلاع ثانوي اعلام كرده است.

در روزهای اخیر که مواضع روسیه دیگر مهربانی های گذشته را برای ایران ندارد دولتمردان ما باید این سوال را از خویش بپرسند که آیا توقع بجایی است که از روسیه انتظار داشته باشند به حمایت از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران برخیزند و به دلیل روابط دوستانه ای که با ایران دارد منافع خود در غرب را به فراموشی سپارد.. سوال دوم این است که به فرض تمایل روسیه برای حمایت از ایران آیا اساسا روسیه چنین قدرتی دارد که در مقابل خواسته ی اتحادیه ی اروپا و ایالات متحده ایستادگی کند.

طبق پیش بینی کارشناسان اقتصاد بین المللی پیش بینی می شود که روسیه تا سال 2010 به دومین اقتصاد بزرگ اروپا پس از آلمان و همچنین ششمین اقتصاد بزرگ جهان بدل گردد. اما راه نزدیک شدن به این اتیوپا از کدام جاده می گذرد. اینکه به روابط گرم خود با اتحادیه ی اروپا و آمریکا ادامه دهد و یا اینکه با حمایت از برنامه ی اتمی ایران و سنگ اندازی در اعمال فشار غرب علیه پرونده ی هسته ای ایران رفاقت خود با تهران را به رخ جهانیان بکشد. برای اینکه مسئولان دیپلماسی ایران برای رسیدن به پاسخ پرسش بالا دشواری کمتری را متحمل شودند متذکر می شوم که تنها مبادلات تجاری روسیه و ایتالیا که یکی از بیست و هفت کشور اتحادیه اروپا می باشد در سال گذشته بیش از سی میلیارد دلار بوده است. روسیه در یک طرف بازی ایالت متحده را با تولید ناخالص داخلی 13 و اتحادیه اروپا را با 12.5 تریلون دلار و در طرف دیگر ایران با تنها ششصد میلیارد دلار درآمد سالیانه را روبروی اقتصاد بزرگ خود می بیند.

دقیقا دلخوری از روسیه بر اساس چه معیارهایی صورت می گیرد. مشکل اساسی اینجاست که ما توقع داریم دیپلماسی و رفتار کشورهای دیگر با ایران شبیه دیپلماسی باشد که دولت دکتر احمدی نژاد در قبال دیگر کشور ها اتخاذ می کند. انتظار ما از روسیه این بوده است همانطوری محاسبه کند که ما محاسبه کرده ایم. احتمالا انتظار داشته ایم که روسیه به ایران به عنوان یک اهرم بازدارنده ی قوی در قبال واشنگتن بیندیشد و برای حفظ این اهرم از هیچ کوششی دریغ نورزد . دیپلمات های ما اینگونه اندیشیده اند که دنیا هنوز در شرایط جنگ سرد قرار دارد و روسیه همان شوروی قدرتمند است که برای به زانو در اوردن ایالات متحده از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد شد. حال انکه این تفکرات که پایه گذار علاقه ی فزون ایران برای نزدیک شدن به مسکو بود اصلا در معادلات جهان امروز نمی گنجد.

در هجده سالی که از جنگ سرد می گذرد به قدری فاصله ی نظامی، اقتصادی و سیاسی مسکو و واشگتن به نفع طرف دوم افزایش یافته است که دیگر روسیه خود را در شرایطی نمی بیند که برای افزایش هژمونی به رویارویی و تحریک ایالات متحده برخیزد. سیاست درگیری با غرب سالهاست در خاطرات کرملین مدفون شده است و تهران هنوز برای قبول این حقیقت با تردید روبروست.

برخلاف نظر برخی از تحلیلگران که روسیه را کشوری موذی می دانند و از دولت ایران برای اعتماد به روسیه انتقاد می کنند من بر این باور هستم که روسیه در روابط با تهران شیطنت خاصی نکرد و در واقع تا آنجا که در حیطه ی قدرتش بود تلاش کرده است که پرونده ی هسته ای ایران روند غیر تشنج آمیزی به خود بگیرد و این دکترین را احتمالا در آینده نیز -هرچند با عیاري کمتر- پیش خواهد گرفت. مشکل اینجاست که ما فرا نگرفته ایم که تعاملات و انتظارات خود با کشورهای جهان را باید بر اساس واقعیات موجود دنياي قرن بيست و يكم وضع كنيم. روابط هیچ دو کشوری بر اساس رفاقت و عشق بنا نهاده نشده است که انتظار داشته باشیم طرف مقابل ما براساس ارادت قلبی منافع خویش را قربانی آرمان هاي کشور ما نمايد.

مقصود من این است که اشتباه بسیار بزرگی خواهد بود که تصور کنیم کشوری به صرف اینکه در ایران منافع و تعاملات قابل توجهی دارد از حجم مبادلات تجاري قابل توجه تر خویش که در حوزه های دیگر دنیای خاکی به او چشمک می زنند صرف نظر کند. اشتباهی که تا کنون بسیار مرتکب شده ایم و وقت ان رسیده است که در کلیات ان تجدید نظری جدی بکنیم. در اينجا بحث بر سر این نیست که روسیه کشوری است که در طول تاریخ قجری بارها نابکارانه ما را وادار به امضای عهد نامه هایی کرد که جز افسوس و ویرانی چیزی برای ملت ما نداشته است. هر كشوري حتي نزديك ترين متحدان استراتژيك ما اگر روزي احساس كنند ادامه ي اتحاد براي آنان دردسر آفريد است ممكن است با ما وداع گويند و اين اصلي است كه براي تمام كشورهاي جهان در طول تاريخ ديپلماسي برقرار بوده است و منحصر به ايران نمي شود.

به خاطر آوریم روزگاری نه چندان دور در زمان دولت محمد خاتمی تئوریکای اروپایی که امروز برای تصویب قطعنامه علیه ایران شاید حتی بیش از ایالات متحده لحظه شماری می کند و طراح پیش نویس آن می باشد به شدت در مقابل سیاست های واشنگتن برای اعمال فشار بر ایران ایستادگی می کرد و تعامل با ایران را بهترین راه ممکن می دانست. پس اشکال کار در خیانت روسیه به عشق و تعهدش نسبت به پروسه ی هسته ای ایران نیست. اشکال از تصور نادرست دیپلماسی ایران نسبت به تحولات دنیای امروز است. وقت آن رسيده است كه پيش از بحراني تر شدن مفاد قطعنامه هاي شوراي امنيت نگاهي تازه به معماي هاي ديپلماتيك و معادلات بين المللي داشته باشيم.

اولين قدم اين است كه مطمئن شويم جاسوس كهنه كار روس كه اينك قدرتمند ترين مرد كرملين است هرگز براي هيچ كشوري نخواهد نوشت: "از روسيه، با عشق".


منبع : ادوار نیوز

+ نوشته شده توسط بابك در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 9 | | به بالاترین برود: Balatarin