اعتماد:ثمانه قدرخان:روال اينگونه است که مرگ هاى مشکوک هر شب به بازپرس کشيک قتل تهران اعلام مى شود. اما مرگ اين چند نفر نه غيرطبيعى گزارش شد و نه مشکوک، بلکه آمار غافل گير کننده آنها در آغاز زمستان 82 بازپرس ويژه کشيک شعبه 4 دادسراى جنايى تهران را تحت تاثير قرار داد تا با اعلام مرگ ده ها نفر کارتن خواب در تهران، خبرنگاران را نسبت به اين مساله حساس کند.
اواخر روزهاى آذر 1382 با چاپ گزارشى مشروح مرگ 40 کارتن خواب در تهران در يکى از روزنامه هاى سراسرى صبح، مرگ اين چند نفر به سنديت رسيد و مکتوب شد. از زمستان 82 تاکنون اين چند نفر جنجال بسيارى آفريده اند. بهروز هنرمند بازپرس شعبه 4 دادسراى جنايى تهران که اولين چهره اعلام کننده مرگ کارتن خواب ها در تهران محسوب مى شود، بلافاصله پس از چاپ گزارش، خبر را تکذيب کرد و ,مرگ 40 کارتن خواب در تهران, به رقمى بسيار پايين تر تقليل يافت. اين مرگ طبيعى و غيرمشکوک در تهران، بازتاب گسترده يى در رسانه ها پيدا کرد. چنانچه شهردارى و شوراى شهر تهران در جلسه يى اضطرارى با نيروى انتظامى و بهزيستى وارد تعامل شدند. کميسيون فرهنگي، اجتماعى شوراى شهر در پى گردآورى اطلاعات مربوط به کارتن خواب هاى تهران از نيروى انتظامى درخواست کمک کرد و طى آن عمليات ويژه يى در تهران طراحى شد تا نسبت به شناسايى و جمع آورى متکديان خيابان خواب اقدام شود. اين يک امر حکومتى بود.

با آغاز طرح جمع آورى کارتن خواب ها مينى بوس هايى در سطح شهر به حرکت درآمدند که با همکارى نيروى انتظامى خيابان خواب ها را جمع آورى کنند و اين آغاز شکل گيرى بحران جديدى براى مديريت شهرى تهران محسوب شد. با انتشار اخبار تهران، استان هاى ديگرى هم از مرگ هاى خيابانى خبر مخابره کردند اما هيچ کدام از تهران پايتخت جلو نيفتادند.
در پى اخبار مخابره شده طى دو سال شوراى شهر تهران ساختمان چند طبقه يى از شهردارى مطالبه کرد تا تجربه جديدى در تهران عرضه شود که نام آن را ,گرم خانه, بگذارند.
گرم خانه ها به نوبت در چند نقطه تهران انتخاب شدند و دو زمستان طول کشيد تا براى ساماندهى خيابان خواب ها آماده شوند. زمستان سال بعد همزمان شد با به نتيجه نرسيدن وضعيت ساماندهى خيابان خواب ها. در نتيجه دانشجويان صبح يک روز کارى مقابل ساختمان شهردارى تهران تجمع کردند. تجمع اعتراض آميز دانشجويان بار ديگر خبر سال گذشته روزنامه ها را تاييد مى کرد و نسبت به مرگ بيش از 40 نفر در پايتخت بهانه جويى داشت. اعتراض دانشجويان در زمستان 83 با ايجاد گرم خانه هاى موقتى در چند نقطه تهران خاموش شد. سال بعد هم وضعيت کارتن خواب ها شکل تکرارى خود را گرفت تا اينکه با آغاز سرماى پاييزى در روز آخر آبان ماه 1384 چند نماينده در جلسه علنى مجلس نسبت به لزوم ساماندهى کارتن خواب ها به وزيران کشور و بهداشت تذکر دادند. با اعتراض هاى مقطعي، نيروى انتظامى آمارى از تعداد متکديان جمع آورى شده تهران ارائه مى کرد.
شکل ظاهرى داستان جمع آورى متکديان و کارتن خواب هاى تهران، نمايش همگرايى مديران دولتى و شهرى را داشت اما در ميانه ماجرا آشوبى حکمفرما بود ميان پذيرش مديران بالايى و ميانى براى ساماندهى کارتن خواب ها. نيروى انتظامي، سازمان بهزيستى و شهردارى تهران در ابتدا رويه متعادل همکارى را پيش گرفتند ولى با آغاز جمع آورى و گردآورى اطلاعات هر يک از دستگاه هاى مسوول اعلام برائتى غيرملموس داشتند مبنى بر اينکه دستگاه ديگرى را مسوول جمع آورى و ساماندهى عنوان مى کردند.
جمع آوري، رده بندى و ساماندهى خيابان خواب ها آمارى همگن با چهره يک پايتخت نشان داد که بسيارى پذيراى قبول واقعيت آن نبودند.
وجود کارتن خواب ها در تهران اگرچه تاکنون بوده ولى ناديده گرفته شده است، گويى چشم مديرى يا شهروندى را اذيت نکرده است ولى با اعلام خبر مرگ شبانه کارتن خواب هاى سرمازده در تهران واقعيتى به مديران شهرى و مسوولان آسيب هاى اجتماعى در تهران گوشزد شد. کارتن خواب هايى که اغلب آنها ,معتادان آخرخطى, لقب گرفته بودند، در پس يک سرماى ناغافل آذرماه شبانه مردند و جنازه هاى خشک شده آنها صبح زود روى دست شهر ماند.
به گفته عضو شوراى دوم شهر تهران ,خانواده يى ندارند تا خبر شوند., آخر خطى ها چهره واقعى ابرشهر تهران بودند و هستند که ظاهراً با آغاز فصل سرما به ياد مى آيند. يادآورى آنها که به انواع مواد مخدر معتادند و بدنشان هر نوع سوزنى را پس مى زند، چهره واقعى تمام شهرهاى بزرگ است.
معضل کارتن خواب ها با تمام جنجال هاى رسانه يى که پس از سال ها در آذر 1382 گريبان تهران را گرفت، چهره عادى اين شهر و بسيارى از شهرهاى بزرگ دنيا است.
طى چهار سال گذشته که مديران ,خيابان خواب ها, را ديده اند، برنامه هاى بسيارى جهت ساماندهى اين گروه از مردم ايران نوشته شده است. چه بسا آنها گروهى شکل گرفته از هر نقطه ايران معرفى شده اند. از متکديان، معتادان، دانش آموزان و دانشجويان و حتى تحصيلکرده هاى کارشناسى ارشد و دکترا در ميان آنها نام برده شده است و اکنون در آمار کارتن خواب هاى تهران شمرده مى شوند. اين چهره واقعى شهر بزرگى است که حريم آن به سختى معلوم مى شود و طرح جامع آن به سختى نوشته مى شود.
نکته اينجا است؛ يا به عنوان شهروندى که در کلان شهر زندگى مى کند بايد با مقوله خيابان خواب ها کنار بياييم و بپذيريم که گروهى از مردم ايران روزها در کوچه ها مى گردند و شب ها در خيابان ها مى خوابند که اگر بخت با آنها يار باشد تا صبح دوام آورده روزهاى بعدى را تجربه مى کنند. يا اينکه به دنبال گونه ديگرى از برنامه ريزى در اين رابطه باشيم. طى چهار سال گذشته تمام نهادهاى مسوول يا ,ذى ربط, به گونه يى مقوله خيابان خواب ها را دنبال کرده و به گوشه يى از آن دست کشيده اند اما گونه گونى مديران تصميم ساز در اين رابطه امکان اتخاذ تصميم نهايى را از يک نهاد مشخص سلب کرده است؛ چنانچه معاون اجتماعى سازمان بهزيستى سال گذشته در مصاحبه با خبرگزارى فارس به صراحت عنوان کرد؛ ,مساله کارتن خواب ها و متکديان هر سال در فصل زمستان به موضوع داغ روز تبديل مى شود اما پس از آن فراموش مى شود زيرا يازده دستگاه در اين زمينه مسووليت دارند و مديريت واحدى براى ساماندهى کارتن خواب ها وجود ندارد.,
مهدى سيدمحمدى در همين مصاحبه از اعلام آمادگى سازمان بهزيستى براى ساماندهى اين گروه از مردم خبر داد و از امکان همکارى ارگان هايى همچون شهردارى ها، نيروى انتظامي، قوه قضائيه، کميته امداد و دانشگاه هاى علوم پزشکى در اين مقوله سخن گفت.
البته حضور غيردولتى ها نيز در اين مجموعه ناديده نيست ولى روال داستان خيلى ساده و تکرارى است؛ تهران همچون ساير شهرهاى بزرگ گريبانگير مشکل تکدى گرى و معتادان و بى خانمان هايى است که با شروع زمستان به دليل ضعف جسمانى روى آسفالت ها و زيرپله ها دوام نمى آورند. معضلى که امريکا و اروپاى يکپارچه نيز در حل آن ناکار آمد است. اروپا و امريکا پذيرفته اند که خيابان خوابى يکى از وجوه زندگى مدرن معاصر است و به جاى تلاش جهت پاک کردن صورت مساله پيشنهادى دارند که طى دو سال گذشته در تهران نيز اجرا شده است. ,گرم خانه هاى ايرانى, که از روى مدل اروپايى و امريکايى آنها ساخته شده اند، مصداق همين گفته خواهند بود. شايد زمان آن رسيده باشد که به جاى اعلام آمار 40 هزار نفرى يا 37 هزار نفرى جمع آورى بى خانمان ها و متکديان تهران توسط شهردارى يا نيروى انتظامي، بپذيريم اين گروه يکى از گروه هاى متولد شده در زندگى انسان امروزند. زندگى مى کنند، نفس مى کشند، روز را مى گذرانند اما نه در خانه بلکه در خيابان. تحصيلکرده هايى در ميان آنها وجود دارند که زندگى مدرن را تف کرده اند و خيابان را انتخاب مى کنند. شايد زمان آن رسيده است که قبول کنيم خيابان خوابى پديده زندگى شهرنشينى قرن جديد است.
مرگ خيابان خواب هاى امسال به طور قطع تاثير اخبار مرگ آنها در آذرماه 1382 را نخواهد داشت. آخر آنها سال ها است که در خيابان ها مى ميرند و کم کم به عادت بصرى ما تبديل مى شوند.



